حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2193

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

مشرق درياى گرگان نشاند . اين عقيدهء آخرى را بايد بكلّى كنار گذاشت ، زيرا اكنون مسلّم است ، كه قشون‌كشى سزس تريس به سكائيّه افسانه است و هيچگاه فرعونى از مصر در قشون كشى خود به طرف شمال از مملكت هيت‌ها هم نگذشته ، تا چه رسد باينكه باروپاى جنوب شرقى قشون كشيده باشد ، مصريها اين افسانه را اختراع كرده‌اند ، تا نام پادشاهشان را بلند كنند و بگويند ، كه قبل از داريوش بزرگ فرعون آنها به سكائيّه رفته و با بهره‌مندى از آنجا برگشته . چون در اين باب در صفحه 567 اين تأليف صحبت داشته‌ايم ، تكرار را زايد دانسته ميگذريم . بنابراين ميماند دو عقيده ديگر ، كه موافق هر دو پارتىها سكائى بوده‌اند . در باب اين دو عقيده بايد در نظر داشت ، كه نويسندگان قديم براى تعيين نژاد قومى به عادات و اخلاق يا طرز زندگانى و جنگ و غيره ، يعنى بچيزهائى ، كه مشاهده ميكردند ، متّكى شده ميگفتند فلان قوم از فلان ملّت است ، بنابراين در مورد پارتيها هم همين كار كرده‌اند و چون طرز زندگانى و عادات و اخلاق آنها را به طرز زندگانى و عادات و اخلاق سكائى شبيه يا نزديك يافته‌اند ، اينها را هم سكائى دانسته‌اند ، ولى اكنون ميدانيم ، كه اين چيزها را نميتوان پايه عقيده‌اى قرار داد ، زيرا چنان كه در صفحهء 30 اين تأليف گفته شد ، ممكن است دو قوميكه از نژادهاى مختلف هستند ، از جهت يكى بودن احتياجات طبيعى يا همجوارى و يا آميزش با يكديگر داراى يكنوع زندگانى باشند . بنابراين نبايد قضاوت نويسندگان قديم را مناط دانسته بگوئيم ، كه پارتيها سكائى بودند ، يعنى بايد وسائلى را ، كه تحقيقات علماء عهد جديد در اختيار ما ميگذارد ، در نظر گرفته ببينيم واقعا پارتيها سكائى بوده‌اند يا نه . در صفحهء 30 اين تأليف گفته شد ، كه تعيين نژاد قومى در بعضى موارد كارى است بس مشكل و پايه‌اى ، كه كاملا بى عيب باشد ، يافت نميشود ، تا بتوان آن را مبناى قضاوت قرار داد ، ولى در همانجا نيز افزوديم ، كه پايه‌اى ، كه بالنّسبه بپايه‌هاى ديگر بىعيب‌ترين آنها است ، باز زبان است ، زيرا بتجربه ثابت گرديده ، كه پايه‌اى بهتر از زبان وجود